تعادل كه ايجاد شد پيوندها هم برقرار مي شود
دوشنبه ۲ نوامبر ۲۰۰۹
جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹
دوشنبه ۱۹ اکتبر ۲۰۰۹
یکشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۰۹
مشکلات شکلاتی
شت!
این مگسی که دور شکلات من می چرخه هم فکر می کنه بیشترین مشکلات رو داره
و مشکلش اینه که راه دستشویی رو گم کرده و دنبال گوه خوردنه
شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹
دوشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۹
دوشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۹
چنین گفت شبی ماندانا با اسی
دوره ی "ایسی" است و سرطان کـ...
- کـون به کـونش هم ایدز می آورد
چهارشنبه ۹ سپتامبر ۲۰۰۹
اون با من
شيرين ترين لحظه ي با تو بودن وقتيه كه كارمون تموم ميشه و ميگي زنگ بزنم
آژانس بياد
چون با حساب كردن كرايه ت حس مردونگي مضاعف بهم دست ميده
--
Sent from Gmail for mobile | mobile.google.com
سهشنبه ۸ سپتامبر ۲۰۰۹
Red Quest
گفتند: در مجموعه سازي به دنبال تعادل و در نتيجه پورسانت بيشتر مي گرديم...
من هم نگفتم كه از سينه هايت در تعادل سو..تين قرمز رنگ چه پورسانتي گرفتم
--
Sent from Gmail for mobile | mobile.google.com
دوشنبه ۷ سپتامبر ۲۰۰۹
پست مدرنيسم در دل آپولو
لاك پشت ها بايد بميرند تا جاده ها پايان بگيرند
اينانند كه از اين زمين لعنتي تا آن طرف ماه را بي اراده راه افتاده اند
در ابعاد جاده
--
Sent from Gmail for mobile | mobile.google.com
پنجشنبه ۳ سپتامبر ۲۰۰۹
سلول خنده
خدايي را پرستش مي كنيم كه هميشه در حال شوخي با بندگانش است، از
كوچكترين سلول گرفته تا پيامبران و خود خدايش
به زندگي خودت نگاه كن... خنده دار است
--
Sent from Gmail for mobile | mobile.google.com
سهشنبه ۱ سپتامبر ۲۰۰۹
هرزه ي نجيب
او هم مي آيد كه مثل ديگران، دنبال در مي گردد كه كجاست
مرد در جستجوي آن كه مي آيد، زني كه هميشه قبل آمدن رفته
--
Sent from Gmail for mobile | mobile.google.com
دوشنبه ۳۱ اوت ۲۰۰۹
آبرنگ
كنار دشت، دو بوم، يك مدل براي نقاشي
چقدر سعي نمودم كه شبيه من باشي
برو به خانه عزيز كه ديگر برنخواهم گشت
چه بيهوده آب پشت سر مرد مرده مي پاشي
هزار سعي نمودي ز من فرار كني
هزار بار ديگر در قفسي، پرنده ي ناشي
نمانده آرزويي و بميرم به ديدن خورشيد
دلم گرفته از شب و اين زندگي خفاشي
كنار بوم دو نقاش شبيه مرد و زن
كنار دشت، دو بوم، يك مدل براي نقاشي
و رنگ ها زير بارش رگبار تابستان
يكي شدند به آهستگي... آبرنگ دو نقاشي
--
Sent from Gmail for mobile | mobile.google.com
چهارشنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۹
قانون فنا
پيوند خورده اند برگ هاي خشكيده، با زلال جاري آب
دست هاي سيماني من اما، هميشه فرو مي روند در عمق گل آلوده ي آب
هزار انگشت اشاره به سوي من نشانه رفته است
من نيز درختي خشكيده بودم... اي كاش
--
Sent from Gmail for mobile | mobile.google.com












