خيلي دير شده و من خسته ام از اين انتظار براي تو
خسته از اينكه بگويم همه چيز خوب است
از هيچ نداشتن هايم به تو مي گويم
در سلول خودم توانايي زندگي دارم
اجازه بده خودم باشم
فقط وقتي مي روي پنجره را باز نكن و پرده ها را نكش
سعي مي كنم ببينم، اما اين نور سفيد چشمانم را مي بندد
فقط اجازه بده خودم باشم
اين تمام چيزي ست كه از اين دنيا مي خواهم
خودم
خسته از اينكه بگويم همه چيز خوب است
از هيچ نداشتن هايم به تو مي گويم
در سلول خودم توانايي زندگي دارم
اجازه بده خودم باشم
فقط وقتي مي روي پنجره را باز نكن و پرده ها را نكش
سعي مي كنم ببينم، اما اين نور سفيد چشمانم را مي بندد
فقط اجازه بده خودم باشم
اين تمام چيزي ست كه از اين دنيا مي خواهم
خودم











