خدا اولین کسی بود که هدیه ی تولدم را به من داد حتی کمی پیش از آن و من به دنبال راهی تا چگونه باز کنمش و چه زمان اندازه ی تنم خواهد شد هدیه ی عجیبی ست مرگ
من پنجره های آبی خود را اینجا اینجا و اینجا در خطوط عمودی شعر خواهم ساخت و به هیچکس جز خدا به خدا اجازه ی عبور نخواهم داد و برای کلاغ های آن طرف دیوار به طعنه خواهم خواند اینجا بالاتر از سیاهی هم هست اینجا تنهایی و اینجا